|
ای ماه انتطار, تحمل نمیشود گم کرده ام قرار,تحمل نمیشود درد و سرشک وغم بخدا میکشد مرا با درد ها دچار,تحمل نمیشود یک روزه رفتن تو چسان سالخورده شد لحظه کنم شمار, تحمل نمیشود تو رخت بسته یی به ره باز آمدن یک شهر در کنار , تحمل نمیشود دو دوبیتی برای ... شوم زنده زچشمان پریسا خدا اعجاز او... داده به عیسا مسلمانم «مه» «خو» کافر نمیشم به چرت چشم او میرم کلیسا گلی لاله ,گلی خود رو پریسا نموده با جدایی خو پریسا به مثل مه دوصد دانه ندیمه کده بسته به تار مو پریسا
بی حد شکنجه کرده مرا فکر های تلخ
صد آرزوی خسته و این ماجرای تلخ... صد چرت و فکر مبهم و صد ها خیال بد خط میرنم بروی همین انزوای تلخ بسیار در نبود تو غم را کشیده ام در این فضای غم زده در این فضای تلخ آغاز زندگی همه تکلیف و رنج و درد آغاز مرگ ، مرگ نه یک انتهای تلخ
|
About![]()
Archivesاردیبهشت 1388بهمن 1387 آذر 1387 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 Links
زلف یار |